X
تبلیغات
کلبــــــه من
تاريخ : سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392 | 0:26 | نویسنده : ســـــــاناز
ميشد از بودن تو عالمي ترانه ساخت 
كهنه ها رو تازه كرد از تو يك بهانه ساخت
با تو ميشد كه صدا همه جا رو پر كنه
تا قيامت اسم ما قصه ها رو پر كنه
اما خيلي دير دونستم تو فقط عروسكي
كور و كر بازيچه باد مثل يك بادبادكي
دل سپردن به عروسك منو گم كرد تو خودم
تو رو خيلي دير شناختم وقتي كه تموم شدم
نه يه دست رفيق دستام نه شريك غم بودي
واسه حس كردن دردام خيلي خيلي كم بودي
توي شهر بي كسي ها تو رو از دور ميديدم
تا رسيدم به تو افسوس به تباهي رسيدم
شهر بي عابر و خالي شهر تنهايي من بود
لحظه شناختن تو لحظه تموم شدن بود
مگه ميشه از عروسك شعر عاشقونه ساخت
عاشق چيزي كه نيست شد روي دريا خونه ساخت


تاريخ : دوشنبه نهم بهمن 1391 | 20:53 | نویسنده : ســـــــاناز

شاید فراموشت شدم

شاید دلت تنگه برام

شاید بیداری مثل من

به فكر اون خاطره هام

شاید توهم شب كه میشه

میری به سمت جاده ها

بگو توهم خسته شدی

مثل من از فاصله ها

با هر قدم برداشتنت

فاصله بینمون نشست 

لحظه ای كه بستی درو

شنیدی قلب من شكست

یادت میاد كه من كیم

همون كه میمیره برات

همونی كه دل نداره

برگی بیافته زیر پات

نمی تونم دورت كنم

لحظه ای از تو رویاهام

تو مثل خالكوبی شدی

تو تك تك خاطره هام 

از كی داری تو دور میشی

از منی كه می میرم برات

از منی كه دل ندارم

برگی بیافته سر رات

بگومن از كی بگیرم

حتی یه بار سراغتو

دارم حسودی میكنم

به آینه ی اتاق تو

كاش جای اون آینه بودم

هر روز تورو میدیدمت

اگر كه بالشت بودم

هر لحظه می بسیدما



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 | 10:21 | نویسنده : ســـــــاناز

به این حس شبیه عشق به نزدیکیه بین ما


به هر جمله به هر لبخند  به حال و روزم این روزا

می دونم اعتباری نیست

 یکی از ما یه روز میره

یکیمون زنده می مونه  یکیمون تنها میمیره

به این لحظه به این حالت 

نمی تونم کنم عادت

همش تقصیره تقدیره  یکیمون آخرش میره

به این لحظه به این حالت 

 نمی تونم کنم عادت

همش تقصیره تقدیره  یکیمون آخرش میره

به این احساس خوبی که 

 همیشه وقتی تاریکه

مثله حرم نفسهاته  صمیمی گرم و نزدیکه

به چشمایی که می بینم 

 تو چشمام داره گم میشه

به این آینده دورو  به این راهی که در پیشه

به اینکه عاشقم هستی 

به حسی که تو قلبت هست

می دونم اعتباری نیست  می دونم دل نباید بست

به این لحظه به این حالت 

نمی تونم کنم عادت

همش تقصیره تقدیره  یکیمون آخرش میره

به این لحظه به این حالت

نزار عشقم کنی عادت

که ما تسلیمه تقدیریم 

 نمیمونیم 

 نمی بینیم



تاريخ : دوشنبه سیزدهم آذر 1391 | 18:4 | نویسنده : ســـــــاناز
حتی فکرشم نمیکنی چقد دلم برات تنگ شده.... جای خالیت رو همه جا حس میکنم... زود برگرد... بــــــــــــــوس کچلم


یکی بیاد غمو از دلم در آره

جای غم اسم تو رو قلبم بذاره


مگه غیر تو کسی رو خواسته بودم

مگه جز تو به کسی وابسته شدم


کسی که تو چشاته دنیای منه

چشمایی که انگار با من حرف میزنه


کسی که زندگیشو پاک ریخته به پات

آره منم اونی که میمیره برات


بگو بگو من دیگه طاقت ندارم

آخه به دوری تو عادت ندارم


یه چند شبه یه خواب راحت ندارم

بگو توام یه خواب راحت نداری


بگو توام مث من طاقت نداری


بگو چی شد کسی که هر روز چشم من


آروم تو چشمای اون بیدار میشدن

وقتی میگفت صبحت بخیر با یه سلام


قشنگ ترین لحظه رو میساختش برام

بگو چی شد کسی که عکساشو دارم


عکسایی که جلوی چشم میذارم

وقتی که خاطرات ما میشه مرور


میگم ازم نباید بمونی تو دور

بگو بگو من دیگه طاقت ندارم


آخه به دوری تو عادت ندارم

یه چند شبه یه خواب راحت ندارم


بگو توام یه خواب راحت نداری

بگو توام مث من طاقت نداری



تاريخ : چهارشنبه دهم آبان 1391 | 23:2 | نویسنده : ســـــــاناز

گفتی تو هم مثل منی

از یه شکست عاشقونه اومدی

گفتم دیگه گریه نکن عزیز من خوش اومدی

گفتی که از گذشته هام چیزی نپرس روزای خوبی رو نداشتی


گفتم دیگه گذشته ها تموم شده اون روزا که منو نداشتی


گفتم دیگه بارون گریه هات بسه

زندگی یک نفسه

از این به بعد یکی واست دلواپسه

یه عمر برات هم نفسه

حالا که گریه رو از چشات گرفتم

بغض از صدات گرفتم

غمو از دلت ربودم

رفتی توی تار و پودم

منو یادت نمیاد؟؟!!


حالا که دل به هیچ کسی نبستم

روزی صد دفعه شکستم

بدی هاتو هم ندیدم

غماتو به جون خریدم

منو یادت نمیاد؟؟!!

منو یادت نمیاد؟؟!!


حالا که صدات برام یه آشناس

حالا که نمیدونم دلم کجاس

این که رسم عاشقا نیست میدونی!

دیگه اسم منو تو رو زبوناس


حالا که گریه رو از چشات گرفتم

بغض از صدات گرفتم

غمو از دلت ربودم

رفتی توی تار و پودم

منو یادت نمیاد؟؟!!


حالا که دل به هیچ کسی نبستم

روزی صد دفعه شکستم

بدی هاتو هم ندیدم

غماتو به جون خریدم

منو یادت نمیاد؟؟!!

منو یادت نمیاد؟؟!



تاريخ : سه شنبه یازدهم مهر 1391 | 19:50 | نویسنده : ســـــــاناز

دلم دریای اتیشه دارم می سوزم از این تب

تو آغوش یکی دیگه چرا تو فکرتم هر شب


توهم شاید شبیه من گرفتاری و بی تابی

تو آغوش یکی دیگه به یاد من نمی خوابی


نگاهش می کنم انگار همه دنیامو گم کردم

نمی دونه تو چشماش به دنبال تو می گردم


میاد دستامو می گیره بهم می گه چقدر سردی

منم می خندمو می گم عزیزم اشتباه کردی


خیال دیدن چشمات منو راحت نمی زاره

دلت یه عمر احساس رو به قلب من بدهکاره


تو هم شاید شبیه من یه جایی اشتباه کردی

دلت پیشه منه اما نمی تونی که برگردی


پشیمون می شی انگار شب و روزا تو گم کردی

مثل من که شب  و روزم داره رد می شه با سردی


یه رازی بین ما بوده که مارو دور کرد از هم

ولی یادت توی قلبم نمی زاره ازت رد شم


حالا که قسمت این بوده به یاد اشک می ریزم

از اینجا تا ته دنیا من از عشق تو لبریزم


حالا که قسمت این بوده باید همخونه شم با غم

که بعد از تو نمی تونم واسه یک لحظه عاشق شم



تاريخ : دوشنبه بیستم شهریور 1391 | 22:38 | نویسنده : ســـــــاناز

با حس عجیبی با حال غریبی دلم تنگته

پر از عشقو عادت بدون حسادت دلم تنگته

گله بی گلایه بدون کنایه دلم تنگته

پر از فکر رنگی یه جور قشنگی دلم تنگته

تو جایی که هیچکی واسه هیچکی نیستو همه دل پریشن

دلم تنگه تنگه واسه خاطراتت که کهنه نمی شن

دلم تنگه تنگه برای یه لحظه کنار تو بودن 

یه شب شد هزار شب که خاموشو خوابم چراغای روشن

منه دلشکسته با این فکر خسته دلم تنگته        

با چشمای نمناک تر و  ابریو  پاک دلم تنگته

ببیم که چه ساده بدونه اراده دلم تنگته

مث این ترانه چقدر عاشقانه دلم تنگته....دلم تنگتـــــه...



تاريخ : پنجشنبه نهم شهریور 1391 | 0:27 | نویسنده : ســـــــاناز
از کدوم خاطره برگشتی به من
که دوباره از تو رویایی شدم
همه دنیا نمیدیدن منو
من کنار تو تماشایی شدم

از کدوم پنجره میتابی به شهر
که شبونه با تو خلوت میکنم

من خدارو هر شب این ثانیه ها
به تماشای تو دعوت میکنم

تو هوایی که برای یک نفس
خودمُ از تو جدا نمیکنم

تو برای من خود غرورمی
من غرورمُ رها نمیکنم

تا به اعجاز تو تکیه میکنم
شکل آغوش تو میگیره تنم

اون کسی که پیش چشم یک جهان
به رسالت تو تن میده منم

تو هوایی که برای یک نفس
خودمُ از تو جدا نمیکنم

تو برای من خودِ غرورمی
من غرورمُ رها نمیکنم.....


تاريخ : دوشنبه سی ام مرداد 1391 | 22:42 | نویسنده : ســـــــاناز

چشمای بسته ی تو رو با بوسه بازش میکنم
قلب شکسته ی تو رو خودم نوازش میکنم
نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از کسی
تا وقتی من کنارتم به هر چی میخوای میرسی
خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت
کاشکی تو هم بفهمی که میمیرم از نبودنت
خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم
جای تو گریه میکنم جای تو غصه میخورم
هر چی که دوس داری بگو حرفای قلبتو بزن
دلخوشی هات مال خودت درد دلات برای من
من واسه ی داشتن تو قید یه دنیا رو زدم
کاشکی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم



تاريخ : جمعه بیست و هفتم مرداد 1391 | 0:48 | نویسنده : ســـــــاناز

تو شب بی ستاره ام دلم به چشمات راضیه
تو این سکوت بی دلیل وقت ترانه بازیه
منی که چشمای تو رو به همه دنیا نمیدم
برای ناز اون نگات از همه دنیا بریدم
حقیقته قصه ی من ترانه هام فدای تو
گلای سرخ پرپر ِ لای کتاب برای تو
حالا چی شد هر چی که بود میون عشق من و تو
یه خاطره شد واسه من تو این شبای سوت و کور


لب باز کن بگو من می شنوم
نمی خوام غرورت جلو چش من بشکنه

این دوتا تیکه از آهنگ روخیلی دوست دارم




تاريخ : سه شنبه دهم مرداد 1391 | 19:42 | نویسنده : ســـــــاناز
چشمهای من دنبالته ، 

دلم هنوز تو فکرته ، 

می خوام بگم دوست دارم  ، هنوز صدام یادته ...!؟ 



می خوام بفهمی حالمو ، 

خودت بیای سراغم و ،  

دلم می خواد بهم بگی ، سوال بی جوابمو  ...

 
گفتی نمی دونی چطور همیشه عاشق بمونی ، 

بازم تلاشتو بکن ،   

ایندفعه شاید بتونی ...   



هوس نبوده بین ما ،

تهمت ناروا نزن  ،

خودم بهت پس میدادم دلی که می سپردی به من  ... 



تاريخ : یکشنبه یکم مرداد 1391 | 18:59 | نویسنده : ســـــــاناز

دارم عاشق میشم لحظه به لحظه
نگو عشقم به تو گناه محضه
نگو این لحظه ها ارزش ندارن
یه ثانیش به این دنیا می ارزه
نشد هیچکی مثل من عاشق تو
نداره هیچکی اینجوری هواتو
نگو از عاشقی خسته و سیری
نگیر از من غم خیس چشاتو
دلم تنگه بکن فکری به حالم
به من نگو تو رویای محالم
اگه حتی تو بیداری نمیشه
بذار با تو باشم توی خیالم

دوست دارم پشیمون هم نمیشم
دارم عاشقتر از گذشته میشم
اگه حتی یه روز باشه قبوله
بیا واسه یه روز بمون تو پیشم
دلم تنگه بکن فکری به حالم
به من نگو تو رویای محالم
اگه حتی تو بیداری نمیشه
بذار با تو باشم توی خیالم



تاريخ : یکشنبه هجدهم تیر 1391 | 0:49 | نویسنده : ســـــــاناز
   بگو سرگرم چی بودی
که اینقدر ساکت و سردی
خودت آرامشم بودی
خودت دلواپسم کردی
ته قلبت هنوز باید
یه احساسی به من باشه
چقدر باید بمونم تا
یکی مثل تو پیدا شه
تو روز و روزگار من 
بی تو روزای شادی نیست
تو دنیای منی اما
به دنیا اعتمادی نیست
تو روز و روزگار من 
بی تو روزای شادی نیست
تو دنیای منی اما
به دنیا اعتمادی نیست


سلام ای ناله ی بارون
سلام ای چشمای گریون
سلام روزای تلخ من
هنوز دوسش دارم
سلام ای بغض تو سینه
سلام ای آهه آیینه
سلام ای شب های دل کندن
هنوزم دوستش دارم 

نمیدونی تو این روزا 
چقدر حالم پریشونه
دلم با رفتن تنگو 
دلم با بودنت خوبه
خرابه حال من بی تو
نمیتونم که بهتر شم
تو دستای تو گل کردم
بزار با گریه پر پر شم
یه بی نشونم تو این خزون
یه بی نشونم تو این خزون
منو از خودت بدون
یه بی نشونم تو این خزون
یه بی قرارم یه نیمه جون
منو از خودت بدون
منو از خودت بدون

سلام ای ناله ی بارون
سلام ای چشمای گریون
سلام روزای تلخ من
هنوز دوسش دارم
سلام ای بغض تو سینه
سلام ای آهه آیینه
سلام ای شب های دل کندن
هنوزم دوستش دارم



تاريخ : سه شنبه سیزدهم تیر 1391 | 20:28 | نویسنده : ســـــــاناز

یادته میگفتی هیچ وقت

نمیخوام اشکات بریزه..


قطره های روی گونه ت

همیشه واسم عزیزه..


حالا تو کجایی اینبار..

ببینی دلم گرفته...


ببینی نیستی چه جوری

زندگیم و غم گرفته..



قطره قطره دارم آب میشم و میسوزم و نیستی

هفته هفته ها میرن چشم به در میدوزم و نیستی


وقتی نیستی بی تو هر ثانیه از حسرت میمیره

یاد شونه های گرمت هیچ وقت از یادم نمیره


من و خاطرات با تو بودن و هر شب بیداری

من و اون لحظه ای که گفتی دیگه دوسم نداری


تو که میدونستی یک لحظه نباشی من میمیرم


چرا تو میری و دستام و توی حسرت میذاری 

قطره قطره دارم آب میشم و میسوزم و نیستی

هفته هفته ها میرن چشم به در میدوزم و نیستی

وقتی نیستی بی تو هر ثانیه از حسرت میمیره

یاد شونه های گرمت هیچ وقت از یادم نمیره


این پست ربطی به تو نداره حاله من خوبه... خوبم میمونه... 
دیگه کامنت نزار... اصلا دیگه وبلاگم نیا...
چون مزاحمی



تاريخ : شنبه دهم تیر 1391 | 22:35 | نویسنده : ســـــــاناز

باز منو دلتنگی و غم تو کوچه های بی عبور 

کاش بدونی تو قلبمی حتی توی این نقطی کوه 

کاش بدونی که با منه حس چشای عاشقت 

کاش بدونم چه میگذاره تو لحظه و دقایقت

بازم هوای تو منو مثل ی برگی  پر میده  

به زودی من میبینمت دلم داره خبر میده 

اگه ی روز بهم بگن که مونده از من 

ی نفس تو اولینو آخرین نیازمی همینو بس

 

وقتی که اشک میخواد  بیاد همدم تنهاییم بشه 

به تنهای میگم برو که عشق من شاکی نشه 

همسفر جاده شدم یاده تو اما با منه تو

این شب های بی تو خیالتو که با منه  

بازم هوای تو منو مثل ی برگی  پر میده  

به زودی من میبینمت دلم داره خبر میده 

اگه ی روز بهم بگن که مونده از من 

ی نفس تو اولینو آخرین نیازمی همینو بس.



تاريخ : سه شنبه نهم خرداد 1391 | 22:19 | نویسنده : ســـــــاناز

تو میگی از پشیمونی

میگی که دیگه میمونی

یه حسی باورت داره

از اوون حسا که میدوونی

یه حسی باورت داره

بدوون شک و تردیدی

فراموشت نشه امروز 

بهم قولی اگر میدی

هموون روزی که میرفتی

من الانت رو میدیدم

بهم بد کردی تو اما

من اوون روزاتو بخشیدم

من اوون روزاتو بخشیدم

گذشته هر چی که بوده

عزیزم خاطرت جمعو

خیالت دیگه آسوده

تو میگی از پشیموونی

من از تکرار یه رویا

واسه دوست داشتن تو بود

اگه من اوومدم دنیا

تو از مووندن میگی و

من بازم آروم میگیرم

بازم حرفای شیرینو

منی که تحت تاثیرم

واسه ساختن فرداموون

واسه جبران یه فرصت هست

فقط کنار هم میشه

بیایم بیرون از این بن بست

بذار تو دستای من دست

بیا شروع کنیم از نو

تو از دلدادگی لبریز

من از دلبستگی مملو

هموون روزی که میرفتی

من الانت رو میدیدم

بهم بد کردی تو اما

من اوون روزاتو بخشیدم

من اوون روزاتو بخشیدم

گذشته هر چی که بوده

عزیزم خاطرت جمعو

خیالت دیگه آسوده.



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 | 1:34 | نویسنده : ســـــــاناز

کجایی که تنهایی و بی کسی...با من آشنا کرده حس غمو

ببین داغِ دوری از آغوشِ تو...به زانو درآورده احساسمو


همه فکر و ذکرم شدی و هنوز...داره آب می شه دلم پای تو

بین قفلِ لب های من وا شده...منو قصه گو کرده چشمای تو


خیالم رو از عمقِ دلواپسی...تا رویای بوسیدنت می برم

سکوتِ شبو گریه پُر می کنه...شبایی که از خواب تو می پَرم


نشد قسمتم باشی و پیش تو...به لبخند هر روزت عادت کنم

منو محوِ چشمای مستت کنی...تو رو مثل کعبه عبادت کنم


من این کنج زندون،ماتم زده...تو بیرون از اینجا تو رویای من

من این گوشه جای تو غم می خورم...تو بیرون از این میله ها جای من


دارم تو هوای تو پَر می زنم...داری غصه هامو نفَس می کِشی

به یادت رها می شم از این قفس...تو از غصه ی من قفس می کِشی


از این شهر خاکستری دلخورم...از این بغضِ پیچیده تو لحظه ها

تو این روزهای پُر از بی کسی...تو تنها،تنها تو موندی بَرام


نباید چشامون از عشق تَر بشه...به خشکیِ این شهر بَرمیخوره

هنوزم یکی توی پس کوچه ها...داره عاشقی ها رو سَر می بُره



تاريخ : پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 | 20:46 | نویسنده : ســـــــاناز

باز دوباره میزنه قلبت تو سینه سازمو

تو سکوتت میشنوی زمزمه اوازمو

حس دلتنگی که میگیره تموم جونتو

هر جا میری منو میبینی و کم داری منو

تو دلت تنگه ولی  انگار تو جنگ با دلم

میزنی و میشکنی با خودت لج کردی گلم

راه با تو بودنو سخت کردی که اسون برم

چشم خوش رنگت چرا خیس دوباره خوشگلم

حالا بگو کی میگه اخماتو میگیره

با تو میخنده تب کنی واست میمیره

دست کی شبا لای موهاته

اره خودم نیستم ولی یادم که باهاته

حالا بگو کی میگه اخماتو میگیره

با تو میخنده تب کنی واست میمیره

دست کی شبا لای موهاته

اره خودم نیستم ولی یادم که باهاته

این عشقه تو وجودت توی جونت ریشه کرده

دلت دوباره بیقراره داره دنبال من میگرده

این عشقه تو وجودت توی جونت ریشه کرده

دلت دوباره بیقراره داره دنبال من میگرده

 

گفتی که میخوای بری سر و سامون بگیری

خواستی اما نتونستی به این اسونی بری

دستات ماله هر کی باشه چشمت دنباله منه

هر نگاهت انگاری اسممو فریاد میزنه

من خیالم راحته تا پای جون بودم برات

تو ندونستی چی میخوای تا بریزم زیر پات

همه ی ارزوهامون دیگه فقط یه خاطرس

نفسم بودی ولی یه تجربه شدی و بس

حالا بگو کی میگه اخماتو میگیره

با تو میخنده تب کنی واست میمیره

دست کی شبا لای موهاته

اره خودم نیستم ولی یادم که باهاته

حالا بگو کی میگه اخماتو میگیره

با تو میخنده تب کنی واست میمیره

دست کی شبا لای موهاته

اره خودم نیستم ولی یادم که باهاته

این عشقه تو وجودت توی جونت ریشه کرده

دلت دوباره بیقراره داره دنبال من میگرده

این عشقه تو وجودت توی جونت ریشه کرده

دلت دوباره بیقراره داره دنبال من میگرده

 



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 | 22:53 | نویسنده : ســـــــاناز

هوس کردم بازم امشب زیر بارون تو خیابون

به یادت اشک بریزم طبق معمول همیشه

آخه وقتی بارون میاد رو صورت یه عاشق مثل من

حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه

امشب چشمای من مثل ابرای بهاره

نخند به حال من که حالم گریه داره

چرا گریه هم نمیتونه رو تو تاثیری بذاره

آره بخند بخند که حالم خنده داره

آره بخند بخند که حالم خنده داره

بخند بخند بخند که حالم خنده داره....

 

این عشق یک طرفه من رو گشونده تو خیابونه

نمیخوام توی این خلوت کسی دور و برم باشه

نه پلکام روی هم میرن نه دست میکشم از گریه

نه میخوام بند بیاد بارون نه چتری رو سرم باشه

امشب چشای من مثل ابرای بهاره

نخند به حال من که حالم گریه داره

چرا گریه ام نمیتونه رو تو تاثیری بذاره

آره بخند بخند که حالم خنده داره

آره بخند....



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 | 1:4 | نویسنده : ســـــــاناز

کنار یکی دیگه میبینمت
همون جوری معصوم و بی ادعا
میام و میپرسم که خوش میگذره
با دلشوره میگی ببخشید شما
تو دستپاچه میشی و حول میکنی
پشیمون میشم از سوال خودم
میگم ظاهرا اشتباهی شده
ببخشین از اینکه مزاحم شدم
جلو اون نمیخوام خرابت کنم
نمیخوام که اینجوری شرمنده شی
با چشمات میخوای التماسم کنی
میدونم خجالت داری میکشی
دوباره مسیرو عوض میکنم
ولی اون حواسش به حرف منه
تو دستاشو میگیری آروم بشه
دل من یه بار دیگه میشکنه
چه حس بدی داره این لحظه ها
هنوزم نگاهت جلو چشممه
یه عمره که دستای ما رو همش
تو دستای همدیگه دیدن همه
نخواستم که دستت واسش رو بشه
گذاشتم منو مات و دلخور کنی
تو مدیونمی اما می بخشمت
نمیخواد که از من تشکر کنی



تاريخ : چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 | 20:27 | نویسنده : ســـــــاناز

روشنیه شبای تارم همدم ناشناسم
توی این سکوت کوچه بی تو من نمی هراسم

بی تو من چه بی پناهم با تو من چه بی نیازم
ترانه ها جون می گیرن آخه تو صدای سازم

لحظه های با تو بودن لحظه های بی شکایت
لحظه  های خوب  عشق و تو سکوت بی نهایت

نگو  این ترانه بازم یه دروغ  عاشقانست
نازنین حرف دلم  رو نگو که بازم بهانست

قصه لیلی ومجنون قصه خواب وخیاله
عشق ما عشق حقیقی عشقی که همتا نداره

توی گرمی نگاهت یه سبد ترانه دارم
تو شب های بی ستاره  واسه تو  ماه رو  میارم
...ماهو میارم...

ای سلام موجای دریا منو توبغل بگیرین
خدافظ دردا وغم ها همتون بامن بمیرین

برنمیگردم به ساحل خدافظ غصه های دل
خدافظ هق هق وماتم خدافظ عشقای باطل

...عشقهای باطل...



تاريخ : شنبه دوازدهم فروردین 1391 | 22:15 | نویسنده : ســـــــاناز
یه عاشق چیزی جز عشق تو سرش نیست

یه عاشق فکر سود وضررش نیست

همه خوب و بد قصه اش رو می خواد

یه عاشق نگران آخرش نیست

یه عاشق مثل من مبهوت یاره

دلش تو سینه دائم بیقراره

یه عاشق مثل من خوشبخته با عشق

کنارش راضی از هر چی داره

از عشق تو بی تابم ، از عشق تو مجنونم

ناشکری نکن عشقم ، ناشکری نکن جونم

پیشت گم کرده قلبم دست و پاشو

نمیتونم بگم حال و هواشو

یه عاشق مثل من میمیره بی تو

دیگه از من نپرس چون و چراشو

پیشت گم کرده قلبم دست و پاشو

نمیتونم بگم حال و هواش


تاريخ : جمعه یازدهم فروردین 1391 | 0:14 | نویسنده : ســـــــاناز
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


دیگر به کسی نمیگویم...
دوستت دارم
انگار دوستت دارم های من
خداحافظ شنیده میشود...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

سکوت
همیشه از رضایت نیست
گاهی نشانه ی اعتراض است!
گاهی مودبانه خفه شدن است!
گاهی فداکاری و از خود گذشتگی است!
...و گاهی از روی "بی تفاوتی" است

و چقدر آزاردهنده است این آخری

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


ازت متنفرم...

نه از تو نه

از رفتار های متفاوتتـــــ

از اینکه از دیوانه کردن من لذت می بریـــــ

از عذاب کشیدنم لذت می بریـــــ

اما میگویی دلم نمی خواهد اشکت را ببینمــــــ

از دروغ هایتــــ

از تمام وجودت بدم میاد

به جز آن چشمان معصوم پر عاطفه ات که از روی دلسوزی دوستت دارم را میگوید



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 | 2:15 | نویسنده : ســـــــاناز
آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت...
این غصه های لعنتی
از خنده دورم میکنن
این نفسهای بی هدف
زنده به گورم می کنن
چه لحظه های خوبیه
ثانیه های آخره
فرشته ی مردن من
منو از اینجا میبره
آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت
چه اعتراف تلخیه
انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از هوس
آی دنیا بیزارم ازت
شریک ضجه های من!
بگو که گوشت بامنه
ببین که زخمای تنم
شاهد حرفای من
آی خدا دلگیرم ولی
احساس غم نمی کنم
چون با توام پیش کسی
سرم رو خم نمی کنم!
آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت
چه اعتراف تلخیه
انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از هوس
آی دنیا بیزارم ازت
آی خدا دلگیرم ولی
احساس غم نمی کنم
چون با توام پیش کسی
سرم رو خم نمی کنم!
آی خدا دلگیرم ازت
آی زندگی سیرم ازت
آی زندگی میمیرمو
عمرمو میگیرم ازت
چه اعتراف تلخیه
انگار رسیدم ته خط
وقت خلاصی از هوس
آی دنیا بیزارم ازت...



تاريخ : جمعه نوزدهم اسفند 1390 | 4:26 | نویسنده : ســـــــاناز

نباشی تو دنیا می خوام نباشه

این روزگار روزگارش سیاشه
دلم واسه کی جز خودت فدا شه
نباشی تو دنیا می خوام نباشه

عشق تو آبروی من
داشتنت آرزوی من
اسم قشنگت با یه بغض
همیشه تو گلوی من
جز تو کسی رو ندارم
سر روی شونش بذارم
خودت می دونی نازنین
که من چقدر دوست دارم
نباشی تو دنیا می خوام نباشه
این روزگار روزگارش سیاشه
دلم واسه کی جز خودت فدا شه
نباشی تو دنیا می خوام نباشه



تاريخ : چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 | 23:15 | نویسنده : ســـــــاناز
نگاه بی قرار من
اگه دست از چشات برداشت
اگه این قصه شیرین
واست پایان تلخی داشت
اگه هر وقت که دلتنگی
صدام و دیگه نشنیدی
اگه فردا زیر بارون
منو با دیگری دیدی
من از تو معذرت میخوام
اگر از من بدی دیدی
من از تو معذرت میخوام
اگه از دوریم رنجیدی
من از تو معذرت میخوام
که باز چشمات و تر کردم
من از تو معذرت میخوام
که دیگه بر نمیگردم
نگو دلگیری از دستم
که قدرت رو ندونستم
دلم خوشبختیت و میخواست
تو باور کن نتونستم
اگه دستای سرگردون
منو از قلب تو چیده
من از تو معذرت میخوام
گل زیبای ارکیده
من از تو معذرت میخوام
اگه از من بدی دیدی
من از تو معذرت میخوام
اکه از دوریم رنجیدی
من از تو معذرت میخوام
که باز چشمات و تر کردم
من از تو معذرت میخوام
که دیگه بر نمی گردم
من از تو معذرت میخوام
که دلگیری و پزمرده
من از تو معذرت میخوام
که احساست ترک خورده

من از تو معذرت میخوام

که دیگه بر نمی گردم.....



تاريخ : سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 | 1:12 | نویسنده : ســـــــاناز

اگه پرسید ازت هنوز تو فکرمی؟
بخند و بش بگو یه تجربه بودم همین
اگه پرسید تاحالا واسه من گریه کردی
بگو نه ولی‌ بگو گریه کردم که برگردی
حواست نیست به این حالی‌ که من دارم
حواست نیست که من چقدر دوست دارم
حواست نیست همش نفهمیدی من اونم که تورو تنهات نمیزارم
بهش نگو یه سال و ما با هم زندگی‌ کردیم
نگو یه روز نبودم یه عمر گریه میکردی
بهش نگو که گفتی‌ زندگی‌ بی‌ من نمی‌شه
قسم خوردی که بمونی تا همیشه
حواست نیست چقدر خراب و داغونم
بدون تو تک و تنها نمیتونم
چرا اینقدر کنار اون تو آرومی
نگو از گریه هم چیزی نمیدونی‌........




تاريخ : دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 | 0:51 | نویسنده : ســـــــاناز
شکستن رسم قدیمی مردم دیار ما هست گاه خود میشکنیم گاه دیگری را.....


ترس من دلم نیست که زیر پات له کردی ترس من کفشت هست که لیز شده از خون من....


عادتم شده گاه باشم و شانه ای شوم برای اشک هایت گاه تماشا گر لبخندت به دیگری شوم این گاه بی گاه ها هر دوتلخس ولی تنها نشانه تو در منست پس برایت گاه و بی گاه می شوم...


سکوت را بشکن و حرفی بزن نگاهت فریاد میزند من طاقتش را ندارم.....


نرو بمان من میرم هر جا که بخواهی تو برای ندیدن من نبودنم برایت کافیست ولی من زیر خاک هم روم تو با منی تو در جان منی.....




تاريخ : دوشنبه هشتم اسفند 1390 | 14:39 | نویسنده : ســـــــاناز
تو دیگه دلت منو نمیخواد میگی اسمتو یادم نمیاد
گفتی که برام مهم نبودی عشقم یادت رفت به همین زودی

منو می بینی انگار ندیدی ، تو شهره قلبت راهم نمیدی
فراموش کردی حتی صدامو از یادت بردی غمه چشامو

بی تفاوتی ، کاش میشد منم مثله تو باشم حتی یک لحظه ار فکرتم جدا شم
اما عشق تو اروم نمیشه باید بسوزم با عشقت همیشه

بی تفاوتی ، نامهربونی ، از توو نگاهت منو می رونی
نه دوسم داری نه دوست داری انگار به کارم کاری نداری


تاريخ : سه شنبه دوم اسفند 1390 | 1:24 | نویسنده : ســـــــاناز
وانمود کردم به همه که خیلی سخت نمبود غمت رفتن و دل بریدنت
وانمود کردم به همه که دیگه اشتیاقی نیست واسه دوباره دیدنت

یه جور نشون دادم که من یه اتفاق عادی بود
همون دو تا درد دلم واسه خودش زیادی بود

یه جوری گفتم که همه می گن بی عاطفه
می گن که حرف امروزت با دیروزت مخالفه

اما شبا یواشکی وقتی هیچکی نیست پیشم
گوشی مو روشن می کنم به عکس تو خیره می شم

دیگه منم و غربت اشکای بی امون من
به کی بگم دیوونتم به کی بگم تنگه دلم

مدتیه عوض شدم انگار یه آدم دیگم
هرکی می پرسه یادشی دارم بهش دروغ می گم

دلم نمی خواد هیچکسی بدونه از غمم
همین غرور لعنتی تو را جدا کرده ازم

هیچکی خبر نداره از دقیقه های غربتم
اینجوری وانمود شده که بی تو خیلی راحتم


  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ